
حکــــــــــــایت من…
حکایت کسی بود که عاشق دریا بود اما قایقـــــــی نداشت…
دلباخته سفر بود اما همسفـــــــــــر نداشت…
حکایت کسی بود که زجر کشید اما ضجـــــــــــه نزد…
زخم داشت اما ننالیــــــــــــــد…
گریه کرد اما اشک نریخــــــــــت…
حکایت من حکایت کسی بود کـــــــــه…
پر از فریاد بود اما سکوت کرد تا همه ی صداها را بشنــــــــــود…
نظرات شما عزیزان:
سلام عسیسم. وبلاگ خوبی داری.
پاسخ:ممنونم از نگاه زیبات دوست من!